تبليغاتX
.::<-سلام بر گلبانگ انا المهدی در خانه ی دوست >::.

.:: درد من ؛ طبیب من ؛ دوای من ؛ خدای من ****بر در خانه ی تو هدیه ی ناقابل من ****ذکر من ؛ ناله ی من ؛ دعای من ؛ خدای من **** تو مرا صدا زدی : بنده ی من ! بنده ی من **** من تو را صدا زنم : خدای من ؛خدای من **** یا عبادی الذین اَصدقوا کلام تو **** رَبَّنا اِغفِرلَنا ؛ندای من ؛ خدای من****جز تو کس ندارد ای باخبر از درد همه **** خبر از گریه ی بی صدای من ؛ خدای من **** به علی قسم مرا به صاحب الزمان ببخش **** که بود امام و مقتدای من خدای من ::.

عاشقان حضـــور

عاشقان حضـــور



اگه عشقت نبود اینجا نبودم ...

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

بسم رب المهدی  ( عج )

 

 

 

 

 

 

  خجسته میلاد حماسه سازان کربلا بر مولای عشق و عاطفه ام (عج) تهنیت باد . 

 

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

 این دروغ است که ما خاطره ی مجنونیم

در  تب  حیله ی  شیطان زده ای افسونیم

 

ابن ملجم   شده در کوفه  و  حالا امروز

 

مشهد  و ساده ترین حیله ی یک مامونیم

 

 

 

نمی دونم چی بگم و از کجا شروع کنم ؟! اونم بعد این همه مدت که انگاری آتیش شرمندگی نمی ذاشت بنویسم و سلام بدم و عرض ادب و احترام به ساحت مولای عشق و عاطفه ام (عج) رو بکنم .

 

از بی مروتی زمانه هم نمی گم که تو این مدت مدید یکی نیومد بگه تو چه دردته که دیگه نمی نویسی؟
آخه چی شده ؟!

 

 

اما تا یادم نرفته بگم  تو این مدتی که همتون ازم دور بودین ! شایدم از اول نزدیک نشده بودین ! یه دست مهربونی بود که تو تمام لحظه های سخت امتحان ؛ اونم بعد یه شکست بزرگ ( که البته مقدمه ی بزرگ ترین پیروزی عمرم بود ) اومد و با تمام وجود مهربونی نثارم کرد و نذاشت حتی برا یه لحظه هم احساس تنهایی و بیکسی بهم غلبه کنه !

خدا رو شکر که بلاخره فهمیدم اونی که همیشه دستگیر لحظه های ناتوانی و ناکامیه کیه ! و خدا رو شکر که با اینکه خیلی دیر فهمیدم اون دست نوازششو از سرم پس نکشید ...

 

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

نمی دونم ! چرا این امتحان و این طور ابتلا ؟ ! البته آدم مومنی نیستم و اهل سجاده آب کشیدن و این حرفا ... ولی در حد خودم سعی می کردم ولایی باشم و با عشق مولام قدم بردارم ، حتی به عشق مولام و تقرب به اون ...

 

 

 

درسته ! راهشو نمی دونستم ! البته هنوزم نمی دونم ! اما فهمیدم ! یه چیزایی رو فهمیدم که شاید با هزار سال عبادت هم نمی فهمیدم ...

 

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

تازه فهمیدم که باید تسلیم باشم و ...

 

 

 

آقا جان !

پدر مهربانم !

مولای رئوفم !

 

اومدم تا بازم سر به زیر و متواضعانه ....

اومدم عاشقانه و دلیرانه ...

باز هم دستمو روی سرم بزارمو  بگم :

 

السلام علیک یا بقیة الله الاعظم

 

 

 

آقا جون ! دیگه نمی خوام  روتونو کنین و بیشتر از حقم بهم بدین ...

گر چه اونی هم که تا حالا دادین خیلی خیلی بیشتر از حقمه !!!!

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

و حرفای دیگه  اینکه راستش تمام سلاما و توسلا رو داده بودم برام تایپ کرده بودن ؛ لکن شاید یه جور سلب توفیق و شاید هم یه جور بی دل و دماغی جلوی آپ کردنمو می گرفت .....

 

ولی امروز من آن پرنده ای هستم که هوای با مولا بودن از بال هایم می ریزد ...

و بگذار اغراق کنندگان اغراق بپندارند که اغراق می کنم اما در نهایت کوچکی و ذره بودن لطف بزرگی را احساس می کنم که تاب  بزرگی و قدرت رو بهم میده ...

نیرویی که هیچ چیز جلودارش نیست ...

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی )عج ( 

 

 

 

 

 

85/06/03ساعت 23:3 توسط اف پی |







.::<- از بخشش اندک شرم نکن که محروم کردن کمتر از آن است ->::.