با ادب صدایت می کنم یا حجه الله علی خلقه
به نام حسن حسن آفرین
با ادب صدایت می کنم
یا حجة الله علی خلقه
(۱)
حضرت حجة الله الاعظم ارواحنافداه ، در نگاه اعتقادی ما ، حاضر و غایب ندارد . ما باید خود را به منزله کسی که جمال مبارک او را مشاهده می کند بدانیم و آن گونه صدایش کنیم و با او سخن بگوییم .



نگاه اول :
سید و مولای من !
در پیشگاه او گاهی سایه ی عظمتش را بالای سرمان احساس می کنیم و با تقدیم بالا ترین کلماتی سرشار ادب را نثارش می کنیم :
یا مولای ، یا صاحب الزمان ...
یا وصی الحسن ، و الخلف الحجة ...
ایها القائم المنتظر المهدی ، یابن رسول الله ...
یا حجة الله علی خلقه ، یا سیدنا و مولانا ...



نگاه دوم :
ای آبروی من !
آن گاه که در دریای متلاطم فتنه ها و خطرات ، به عنوان یگانه ملجأ و پناهمان دست به دامان او شده ایم و به درگاه او التماس می کنیم ، به ما آموخته اند که بگوییم :
یا اباصالح المهدی ... ادرکنی
یا وجیها عندالله ، اشفع لنا عندلله ....



نگاه سوم :
ای فرزند سادات مقرب خداوند !
جلوه ای از عظمت حضرت مهدی علیه السلام ، پدران بزرگوار و صاحب شرافت اویند . ما افتخار می کنیم که گاهی مولای خود را با انتساب به اجدادش عله السلام ، خطاب کنیم و اعلام کنیم : ای مولایی که تو را از دل و جان صدا می زنیم ، به درستی آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری . پدران تو که گل های عالم وجودند ، همه حجت های پروردگارند . این فخر ابدی ماست که تو را با چنین کلمات بلندی خطاب کنیم :
یابن السادة المقربین ، یابن النجباء الاکرمین ، یابن الهداة المهدیین ...
ای فرزند سادات مقرب خداوند ، ای فرزند نجیبان صاحب کرامت ، ای فرزند هدایتگران هدایت یافته ، ای فرزند انتخاب شدگان تهذیب شده ، ای فرزند آقایان نجیب تر ، ای قرزند پاکتران مطهر ، ای فرزند سیدان منتجب ، ای فرزند سروران گرامی ، ای فرزند ماه های تابان ، ای فرزند چراغ های فروزان ، ای فرزند ستارگان ثاقب ، ای فرزند اختران درخشان ، ای فرزند راه های روشن ، ای فرزند علم های آشکار ، ای فرزند علوم کامل ، ای فرزند سنت های مشهور ، ای فرزند معارف باقیمانده ، ای فرزند معجزات موجود ، ای فرزند دلایل مشهور ، ای فرزند صراط مستقیم ، ای فرزند نبا عظیم ، ای فرزند کسی که در قرآن علی حکیم است ، ای فرزند آیات بینات ، ای فرزند دلیل های ظاهر ، ای فرزند برهان های واضح خیره کننده ، ای فرزند حجج بالغه ، ای فرزند نعمت های شایان ، ای فرزند طه و آیات محکم ، ای فرزند یس و ذاریات ، ای فرزند طور و عادیات ، ای فرزند کسی که در شب معراج به بارگاه قرب الهی نزدیک شد تا در نزدیکی و قرب به خدای علی اعلی به اندازه ی دوسر کمان یا نزدیکتر رسید ...



نگاه چهارم :
جانم به قربانت !
تنها پناه ما اوست و در تاریکی غیبت چشم امید ما جای دیگری را نمی بیند . وقتی با این احساس در پیشگاه او می ایستیم ، بی اختیار خود را به پای او می اندازیم و جان و دار و ندا رمان را تقدیم او می کنیم و قربانش می رویم و چنان ملتمسانه دامان او را می گیریم و زار می زنیم که اگر بپذیرد همانجا فدایش می شویم . حکایت این شیفتگی این چنین است :
بابی انت و امی ، و نفسی لک الوقاءو الحمی ... بنفسی انت من مغیب لم یخل منا
پدر و مادرم به قربان تو ، و جانم سپر بلای تو ...
جانم قربان تو غایبی که بیرون از ما نیستی ! جانم به قربان تو دور از وطنی که کنار از ما نیستی ! جانم به قربان تو ای آن که آرزوی مردان و زنان مومن هستی که با اشتیاق آرزوی تو را می نمایند و یادت می کنند و ناله می زنند ! جانم به قربان تو بنیاد مجدی که همگون نداری ! جانم به قربان تو نعمت دیرینه ای که مشابهی نداری ! جانم به قربان تو قرین شرافتی که برابری نداری ! ....



و ان شاءالله در بروزرسانی بعدی تا نگاه هشتم با شما خواهم بود ....
اللهم عجل لولیک الفرج



