تبليغاتX
.::<-سلام بر گلبانگ انا المهدی در خانه ی دوست >::.

.:: درد من ؛ طبیب من ؛ دوای من ؛ خدای من ****بر در خانه ی تو هدیه ی ناقابل من ****ذکر من ؛ ناله ی من ؛ دعای من ؛ خدای من **** تو مرا صدا زدی : بنده ی من ! بنده ی من **** من تو را صدا زنم : خدای من ؛خدای من **** یا عبادی الذین اَصدقوا کلام تو **** رَبَّنا اِغفِرلَنا ؛ندای من ؛ خدای من****جز تو کس ندارد ای باخبر از درد همه **** خبر از گریه ی بی صدای من ؛ خدای من **** به علی قسم مرا به صاحب الزمان ببخش **** که بود امام و مقتدای من خدای من ::.

عاشقان حضـــور

عاشقان حضـــور



بسم الله الرحم الرحیم

چه خوش نازیست ناز خوبرویان

ز دیده رانده را در دیده جویان

به چشمی خیرگی کردن که : برخیز

به دیگر چشم دل دادن که : مگریز

به صد جان ارزد آن نازی که جانان

نخواهم گوید و خواهد به صد جان

 

بعد از مدت ها آمده ام

 

شرمگین از خدا

شرمگین از مولای عشق و عاطفه

شرمگین از خود

آیا هنوز هم مرا بارِ  آمدن

یا بهتر بگویم  ، دوباره آمدن

هست یا نه ؟!

از تبلور احساسی که در دلم می جوشد

فریاد میزنم :

با کریمان کارها دشوار نیست

و با تمام استخوان هایم درک می کنم

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

....

و سه نقطه که گویا هیچ ترجمانی بر آن نمی توان زد

....

88/04/24ساعت 14:45 توسط اف پی |





تقدیم به م . ک

بسم رب النور

 

پس از مدت ها .....

خدا گو با خدا جو فرق دارد
حقیقت با هیاهو فرق دارد
خدا گو حاجی مردم فریب است
خدا جو مومن حسرت نصیب است
خدا جو را هوای سیم و زر نیست
بجز فکر خدا فکر دگر نیست

 

 

یا حق

 

( تقدیم به م . ک )

 

86/11/19ساعت 3:59 توسط اف پی |





شروعی دوباره از پایان

به نام یکتا مهر پرور مهر آفرین

آتش بگیر تا بدانی چه می کشم /// احساس سوختن به تماشا نمی شود

 

همه دارند به دل حسرت دانایی را

من فزونی طلبم حالت شیدایی را

آن که خواهد ز ره زهد شود شهره ی شهر

کی چشد لذت بدنامی و رسوایی را ؟؟؟

 

 

 

سلامی به پهنای همه ی شرمگینانه دل و روی سیاهم به مولای عشق و عاطفه !

و سلام  به شما ؛ خصوصا عزیزانی که در این تعب تنهایم نگذاشتند و هماره لطف یادشان از این حقیر سراپا تقصیر یاد می کرد ....

روزهایتان پر از سپاس روزه ها باد

و دلتان چونان گهر هماره در صدف جاوید

صد قافله به سلامتی خویش را به فجر رسا ندند

ولی ما قدر را قدر  ننهادیم چه از این شادی آورتر که معشوق خویش بهانه ای قرار دهد که به دیدارش روی

 و بر سر  یک سفره  نشینی

و چه از این غم انگیز تر که تو اجابت نکنی

حال که شما به آفتاب سلام کرده اید

در عاشقانه ها یتان بر خاک مانده ها هم طلب نور کنید

                                             شاداب و سرفراز باشید

 

86/06/30ساعت 7:10 توسط اف پی |





به اميد ظهورت، اي هميشه حاظر

یا مولا

 

به نام آنکه ظهور حجت به دست اوست

و براي آنکه حضورحجت بسته به اوست

جمعه ها مي آيند و مي روند و کعبه همچنان چشم انتظار وصال . ميشنوم صداي گريه هاي شبانه بضعة الرسول را که مهبط وحي الهي را به بيت الاحزان مبدل ساخته و فريا د حيدر کرار را که از عمق چا ه به گوش ميرسد. هنوز پاره هاي جگرکريم اهل بيت را ميبينم . هنوز صداي هل من ناصر ينصرني از وادي کربلا به گوش ميرسد

و دستهاي بريده ساقي باز است به انتظار.

عقيله بني هاشم خون ميگريد از اين همه جور و ستم.

و سيدالساجدين همه عمرداغدار ظهر عاشوراست .

مهدي فاطمه ! تو اين همه را مي بيني و مي شنوي

و ميسوزي و ميسوزي و ميسوزي ... عجب صبري خدا دارد !!

مولاي ما ! خنده بر لبهايمان خشکيده

و غم همچون سايه اي شوم پرده سياه خود را بر دلهايمان گسترانده

 . تمام زندگيمان را زمستان سرد و بي روح ماديات فرا گرفته.

بيا وسبزي و طراوت حيات را به اين سربازان آخرالزماني ات هديه کن.

اي نازنين ! دلمان براي يک جرعه مي ناب لک زده .

گوشهامان از ضجه کودکان بي پناه و مو يه زنان داغدار و ناله مردمان ستم ديده پر شده است ، دستهايمان خالي ست ، ديگر رمقي نمانده ، بيا.

بيا که براي نجات از اين طوفان روزمرگي ، به کشتي امن تو نياز است.

بيا که شکستن اين بت جهل و غفلت فقط از يد تو بر مي آيد.

بيا که غلبه بر اژدهاي مدرنيسم بدون عصاي تو ممکن نيست .

بيا که جهان مرده را تنها نفس تو ممد حيات است. !!

جمعه ها مي ايند و مي روند.

دستهامان خالي ست ، دستي بر آرو دستمان بگير.

بيا که ديگر طاقتي نيست، بيا.

به اميد ظهورت، اي هميشه حاظر

86/05/01ساعت 20:14 توسط اف پی |





ترجمه دعای عهد

ya.mhdi.ghaem

بسم الله الرحمن الرحيم

بارخدايا؛ اي پروردگار نور بزرگ و پروردگار جايگاه بلند و ربّ درياي جوشان و فرو فرستنده تورات و انجيل و زبور و پروردگار ساية خشک و باد گرم و نازل کنندة قرآن بزرگ و پروردگار فرشتگان مقرّب و پيامبران و رسولان. خداوندا از تو تقاضا دارم به آبروي کريمانه و به نور وجه نور افشانت و سروري ديرينه­ات. اي زندة و پاينده؛ از تو خواهانم به آن نامي که زمين و آسمان به آن تابنده گردند و به آن نامي که اولين و آخرين به آن، بِه و اصلاح شوند. اي زندة قبل از هر زنده­اي. اي زندة پس از هر زنده­اي. اي زنده­ در آن زماني که هيچ زنده­اي نيست. اي زنده کنندة مردگان و ميرانندة زنده­ها. اي زنده­اي که معبود حقّي جز او نيست.

خداوندا برسان به مولايمان؛ امامِ هادي مهدي قائم به امرت «که صلوات خدا بر او و پدران پاکش باد» از تمام زنها و مردان با ايمان، در مشارق و مغارب زمين؛ اعمّ از باديه و کوه و بيابان و دريا و هم از من و پدر و مادرم. از صلوات به وزن عرش خداوند و کشش کلماتش و آنچه آمار نمايد علمش و فراگيرد کتابش. خداوندا من با او در امروز صبح و تا روزگاري که زنده­ام؛ تازه مي­نمايم پيمان و عهد و بيعت او را در گردنم. و هرگز از آن برنگردم و از آن دست نکشم. خدايا مرا از ياران و کمک کاران و دفاع کنندگان از او قرار ده و مرا از شتاب کنندگان بسوي او، در بر آوردن حاجاتش  بگمار و همچنين در فرمانبري از فرامين او، حمايت کنندگان از او، پيشگامان در انجام ارادة او، و شهادت طلبان در رکابش قرار ده.

خداوندا؛ اگر بين من و زمان ظهور آن حضرت، مرگ حايل گرديد؛ چنانکه آن را بر بندگانت حتمي نموده و مقرّر داشتي. مرا در حاليکه کفن به کمر بسته و شمشير کشيده و نيزه افراشته­ام؛ از قبر بيرون آور. من در آن حالت، دعوت آن داعي را اجابت نمايم که، گستره دعوت او شهري و باديه نشين را در بر مي­گيرد. خداوندا به من نشان بده آن چهرة ارجمند و آن پيشاني درخشان و پسنديده را. و چشمم را به ديدارش سرمه بکش که نصيب من شود. و در فرج او تعجيل نما و ظهورش را آسان گير و راهش را وسيع نما و مرا نيز سالک آن راه کن. امر او را نافذ؛ پشت او را محکم نما. خدايا سرزمينهايت را به وسيلة او آباد، و بندگانت را به او زنده  گردان. زيرا تو به حقّ گفتي: ظاهر شده فساد، در بيابان و دريا به خاطر آنچه مردم انجام مي­دهند. خداوندا ظاهر نما وليت و زادة دختر پيامبرت را بر ما. همانکه هم­نام پيامبرت است.

تا آنکه دست نيابد بر باطلي؛ مگر آنکه آن را از هم بدرّد و حقّ را پابرجا و محقق سازد. خداوندا او را پناهگاه بندگان ستم ديده­ات و ياور آن کسي که ياري جز تو نيابد، قرار ده. او را تازه کنندة احکام تعطيل شده از قرآنت و استوار سازندة اعلام دينت و روشهاي پيامبرت که درود خدا بر او و خاندانش باد قرار ده. خداوندا او را از آنهايي قرار ده که از شرّ يورش ظالمان نگاه داري کرده­اي. معبودا پيامبرت که درود خدا بر او و خاندانش باد را به ديدار او و هرکس که پيرو اوست بر دعوتش، شاد نما و بر بيچارگي ما پس از او ترحم آور. خداوندا گرفتاري و آشفتگي اين امتّ را بحضور او برطرف نما و در ظهورش تعجيل کن. زيرا کافران و منکران آن را دور دانند و ما آن را نزديک مي­بينيم. به رحمت تو اي بهترين رحم کنندگان

 

اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ يا مَولاي يا صاحِبَ الزَّمانِ

اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ يا مَولاي يا صاحِبَ الزَّمانِ

اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ يا مَولاي يا صاحِبَ الزَّمانِ

 

گریبان چاک کن کزشوق آن دلدار می آید

زمان عاشقی گل می کند ، گلزار می آید

86/04/16ساعت 22:58 توسط اف پی |





فجر را سپاس !

 

بسم  رب الشهید

 

عشق هفتاد و دو سر می خواهد   بچه بازیست مگر؟؟ جگر می خواهد!!!!11

 

عشق هفتاد و دو سر می خواهد

بچه بازیست مگر؟؟؟

عشق جگر می خواهد ....

 

 

        شهدا رفتند !!!

                      ما مانده ایم ...

                   چه تنها و بی ثمر ...   

 

 

هدیه به شهدای انقلاب از زمان پیامبر اعظم ص تا امام زمان عج 

 

صلوات

 

اللهم صل علی محمد وال محمد

وعجل فرجهم

واهلک اعدائهم

 

 

 

85/11/16ساعت 3:0 توسط اف پی |





محرم امسال یه رنگ دیگه ست

 

السلام علیک یا سیدالشهدا ع 

آیا میشه منم ولایی باشم؟؟؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام ...

امسال محرم برام  یه رنگ و بوی دیگه ای داره ...

یه رنگ و بوی غریب ...

کاش باهاش آشنا بشم ...

با بهترین آرزوها برای شما

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

85/10/25ساعت 0:56 توسط اف پی |





عید غدیر خم مبارک

85/10/17ساعت 1:31 توسط اف پی |





این آخرین باریه که متنو شهید می کنم قول می دم

 

به نام نور

 

 سلام  دوباره اومدم ....

 

اما این بار با دفتر خاطراتم .....

 

دوس داشتین همراهم باشین ....

بسم رب المهدی (عج)

 

دل گمراه من چه خواهد کرد        با نسیمی که می تراود از آن

بوی عشق کبوتر وحشی            نفس عطرهای سرگردان 

 دلم از ترانه می سوزد            سینه ام عاشقانه می سوزد

ای بهار ای بهار افسونگر         من سراپا خیال او شده ام 

در جنون خود رفته ام از یاد      شعرو فریاد و آرزو شده ام

 

 

 

سلامی که از سینه ای سوخته ی درد بر می خیزد تا با آه شکسته ی تمام توبه های ناتمام از عشق به حضرت دوست سخن  بگوید ...

 

« السلام علیک یا  اباصالح المهدی عج »

 

و دوباره با تمام امید به درگاه کرم تو ، مولای محبوب دل های شکسته ؛ دست بر سینه و سر به زیر از خجلت تمام لحظه هایی که به یادتان و به مهرتان متاع ناچیز دنیا را با خیر کثیر آخرت ....

آه ! از تمام ندانم کاری هایم و جهالت های بی پرده ام ....

آه !  از تمام لحظه هایی که شما مرا می خواندید و من بی اعتنا پشت می کردم ...

و اکنون آمده ام ! با قلبی که سیاه و شکسته است ؛ باز هم دست بر سینه ی شکسته ام می گزارم و با تمام حقارتی که بر خود تحمیل کرد ام  ، شرمگنانه از لحظه های گناه به حال خوف و رجا سر به زیر و آرام نجوا می کنم :

« السلام علیک یا مولانا یا اباصالح المهدی عج »

 

هنوز هم پستی از وجودم می بارد ، هنوز هم شرمگین و روسیاهم ، هنوز هم حتی یک توبه ی تمام ، یک بازگشت واقعی در کارنامه ی عملم به تماشا نگزاشته ام ...

 

هنوز هم همان اف پی هستم ، همانی که سیه روی و سیه دل با دنیایی از امید بر در محبوب ، انتظار دیدن گنبد سبز – آبی جمکران شما را دارد ...

حسرت زده ام ، به رفتن کنار محراب شما و سر خم کردن در چاه شما ...
انگار تمام صداهای دنیا در گلویم  جمع شده است ، انگار همه ی سیلاب ها در چشمم آماده ی جاری شدن هستند ، انگار عشق از پوستم  جوانه می زند و دیگر ...

دیگر نمی توانم بگویم ، فریاد بزنم، غوغا به پا کنم که دوستتان دارم ومنتظر آمدنتان هستم ...

چگونه دم از دوست داشتن معشوقی بزنم که دستان شکسته ام باعث سرخی روی معشوق شده است ؟!

چگونه دم از عشق بزنم که در اعمالم حکایت غریب فراوانست از معشوق ترین دلخواسته ی محبوب ...

چگونه بانگ بردارم که ای مردم به خدا ی عشق ، عاشق مولایی شدمکه در تمامی لحظات سقوط  دستش را برای نجات من پس نکشید...

ومن هبوط را به تجربه نشستم ... و سقوط را با تک تک سلول هایم به احساس ! دیگر زمانی رسید که به خود گفتم :

دلم از محبوب جدا شد چه ثمر ؟!

 

اماهمان لحظات هم لطف نگار نازنین محبوبه ی حق ، چشم از ذره ی روسیاه برنداشت و دل ازسیاه دل ِ آزرده  نشست ...

و من به گریه به دور شدن از مولا ومحبوبم دنیا را می کاویدم ؛ دور و دور تر می شدم ، اما در چشمم جز نشانه های محبوب هیچ نبود ...

و معشوقم مرا می خواند ...

و من می خواندم ....

با معصیتی دوباره آدم شده ایم

عیسی نشده تهمت مریم شده ایم

در کوفه ترین کوفه ی دنیا امروز

شمشیر کثیف ابن ملجم شده ایم

 

و باز هم این من بودم که در حق خوب ترین خوب عالم بدی می کردم ...

و چه کور بودم و چه نابینا ...

 

غافل از آنکه :

 

این دروغ است که ما خاطره ی مجنونیم

در تب حیله ی شیطان زده ای  افسونیم

ابن ملجم شده  در کوفه  و  حالا  امروز

مشهد و ساده ترین حیله ی یک مامونیم

 

و چه قدر زود دیر می شود ...

آن زمان که رنگ شکست را به همراه رنگ تظاهر و دورویی ها به وضوح تصویر خود در شفاف ترین آیینه ی عالم دیدم ، رنگ دنیا پیش چشمم تیره شد ، و چه قدر دیر فهمیدم که این قدر زود دیر شد و همه ی حوادث پیرامونم ، با چنان نیروی اهورایی محاطم شده بودند ...

دیگر نه یارای رفتن داشتم و نه میل ماندن و چه قدر احساس به جریحه ی جان نمک می ریخت ...

و این باز هم خواهرم بود که دستم می گرفت و من بودم که دست گیرش می شدم ، و انگار مولای محبت ِ بی شائبه ، این بار هم نخواسته بود که تنها بمانم و بمانیم ...

واین ما بودیم که در گوش یک دیگر زمزمه می کردیم :

رسم این شهر عجیب است  بیا برگردیم

قصد این قوم فریب است   بیا برگردیم

آن که یک روزهمه دل به نگاهش دادیم

خنده اش سرد وغریب است بیا برگردیم

«عشق » بازیچه ی شهر است ولی در «ده » ها

دختر عشق نجیب است بیا برگردیم

کِرم ها در دل هر کوچه اقامت دارند

روستا مامن سیب است بیا برگردیم

 

و چه قدر این کلاممان موجز از مولای عشق (عج) بود انگار ...

و ما دو خواهر غریب با قصه ای غریب و غصه ای غریب تر، شاید که به غربت کده ای ماندیم ...

اما در حسرت و آرزوییم ...

مولای من ! باز هم جلوتر می آیم ....  و باز هم ...

و این قطرات اشک است که روحم را غسل می دهد و جانم را صیغل می بخشد ... دستِ بر سینه را ، به روی سر می گزارم و سر را رو به پایین ...

« یا سیدنا و مولانا یا اباصالح المهدی ارواحنا فداه یا وجیه عندالله ... اشفع لنا عندالله »

اشک امانم را بریده و زمزمه می کنم :

آبروی دوعالم           تک سوار غریب            

غریب آمده ام به محضر آشنا ...

 

و در دل می خوانم :

 

 آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند  *** آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند؟!

 

جمعیت موج می زند ...

برخی آرام و بی توجه رد میشوند و بعضی به ترحمی با نگاه ، ماجرا می پرسند و عده ای به شکستگی دل ماجرا می گویند ...

اما من هنوز خاموشم و نگاهم هنوز به بارگاه  منوری است که ورودش اجازه ی خدا را می خواهد ...

سرما در نیمه جانم رمقی نگذاشته است و هنوز مبهوت مبهوتم ...

به شکسته دلی روی از جمعیت برمی تابم و فریاد خشکیده در گلو را آزاد می کنم :

دردم نهفته ، به زطبیبان مدعی  ***    باشد که از خزانه ی غیبش دوا کنند

 

اما هنوز جرات رفتن به حریم حرم یار را ندارم ...

چگونه قدم از قدم بردارم که همین اندی پیش بود با بوسه ی جاهلانه ام به دست شیطان صفتان زندگی ام دل آقا را شکستم ..

باکدامین روی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

                             اما آقای من !         مولای من !                 

                          محبوب من و همه ی قلب های شکسته !

 

          زیاد کی رود شبی هنوز دل نمرده بود ؟! 

                          و آسمان  لباس خیس ابر را  فشرده  بود  ...

         چگونه رنگ دیدنت زیاد چشم می رود ؟!  

                           که شب تو را هزار پلک بی صدا شمرده بود

 

محبوبم کجا یادم رود که به دنبال تو در پاییزان زندگی سردم ، به دنبال بهار جستجومی کردم و کجا می دانستم که در پی تمامی نشانه های حضور ، دنیای هزار رنگی ها و نیرنگ ها خوابیده است ...

کجا می دانستم که نگاهم آشنای نگاه هایی خواهد شد که دلم را ندیدند و هدف را به سخره گرفتند  و اطلسی به زیر پایشان .... له شد .... لِه

 

خدای من ! به تو پناه می برم از تمام کسانی که مرا از محبوبم و محبوبت بریدند و به عشق حق در بیراهه ها سرگردانم کردند ...

وحسرت نصیب لحظه های دوشینی که به تعالیشان همت گمارده بودم ...

دیگر فریب هیچ ... .... ...... ......ی را  نخواهم خورد ....

 

و با حسرت روزهای گذشته قدم در جمکران یار می گزارم و پیشانی به محراب بندگی می سایم ...

شرمسارم ... شرمسارم ...

 

پس از دو رکعت عشق  بلند شدم و مولارا به تک تک ثانیه هایی که دلم بیرنگ بود قسم دادم:

         به نعمت نیستم مایل ، خدای خانه را خواهم     

                                 مرا گر عاشق صادق نمی دانی جوابم کن

 

 

ایام خوب من هم زیبا و دیدنی بود

اما هزار افسوس انگار رفتنی بود

باران مهربانی  از  آسمان  نبارید

صبح سپید صادق جز اندکی نپایید

رسم زمانه این شد دل بستن و بریدن

یک کار بی تظاهر از هیچ کس ندیدن

در دیدگاه یک روز تردید جا ندارد

اندیشه های رفتن هرگز چرا ندارد

 

 

جمکران – خیلی نزدیک تر از اونی که فکرشم می تونستم بکنم

 

 

 

85/10/09ساعت 0:58 توسط اف پی |





خداحافظ

ولادت گل معطر طه ؛ گل نرگس؛ یوسف فاطمه برهمه عاشقان وشیفتگان حضرتش مبارک

گرچه ناگفته های زیادی برای گفتن بود وچه سخت است دل کندن ولی چاره ای جز رفتن نیست؛

 پس حلالم کنید و درخلوت عاشقی وشیفتگی با مولای پاکی این ذره ناچیز

سراپاتقصیررا فراموش نکنید.

          

خداحافظ


خداحافظ همین حالا...

همین حالا که من تنهام....

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین به یاداون همه تردید....

به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید ...

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست....

نه اینکه می شه باور کرد دوباره آخرجاده ست ...

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها.....

بدونی بی تو و باتو همینه رسم این دنیا ...

خداحافظ...

خداحافظ همین حالا ....

خداحافظ

85/06/17ساعت 10:15 توسط اف پی |





با عشقت راه را به انجام خواهم رساند ؛ گر چه صد دام دانه را فریب خوردم ؛ دوباره تو را به سینه می آیم

 

 

 

دیگه فرجام کار نزدیکه !!!! دعام کنین !!!!!!!!!!!

 

 

اباصالح (عج) التماس دعا

 

 

85/06/11ساعت 3:40 توسط اف پی |





اگه عشقت نبود اینجا نبودم ...

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

بسم رب المهدی  ( عج )

 

 

 

 

 

 

  خجسته میلاد حماسه سازان کربلا بر مولای عشق و عاطفه ام (عج) تهنیت باد . 

 

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

 این دروغ است که ما خاطره ی مجنونیم

در  تب  حیله ی  شیطان زده ای افسونیم

 

ابن ملجم   شده در کوفه  و  حالا امروز

 

مشهد  و ساده ترین حیله ی یک مامونیم

 

 

 

نمی دونم چی بگم و از کجا شروع کنم ؟! اونم بعد این همه مدت که انگاری آتیش شرمندگی نمی ذاشت بنویسم و سلام بدم و عرض ادب و احترام به ساحت مولای عشق و عاطفه ام (عج) رو بکنم .

 

از بی مروتی زمانه هم نمی گم که تو این مدت مدید یکی نیومد بگه تو چه دردته که دیگه نمی نویسی؟
آخه چی شده ؟!

 

 

اما تا یادم نرفته بگم  تو این مدتی که همتون ازم دور بودین ! شایدم از اول نزدیک نشده بودین ! یه دست مهربونی بود که تو تمام لحظه های سخت امتحان ؛ اونم بعد یه شکست بزرگ ( که البته مقدمه ی بزرگ ترین پیروزی عمرم بود ) اومد و با تمام وجود مهربونی نثارم کرد و نذاشت حتی برا یه لحظه هم احساس تنهایی و بیکسی بهم غلبه کنه !

خدا رو شکر که بلاخره فهمیدم اونی که همیشه دستگیر لحظه های ناتوانی و ناکامیه کیه ! و خدا رو شکر که با اینکه خیلی دیر فهمیدم اون دست نوازششو از سرم پس نکشید ...

 

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

نمی دونم ! چرا این امتحان و این طور ابتلا ؟ ! البته آدم مومنی نیستم و اهل سجاده آب کشیدن و این حرفا ... ولی در حد خودم سعی می کردم ولایی باشم و با عشق مولام قدم بردارم ، حتی به عشق مولام و تقرب به اون ...

 

 

 

درسته ! راهشو نمی دونستم ! البته هنوزم نمی دونم ! اما فهمیدم ! یه چیزایی رو فهمیدم که شاید با هزار سال عبادت هم نمی فهمیدم ...

 

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

تازه فهمیدم که باید تسلیم باشم و ...

 

 

 

آقا جان !

پدر مهربانم !

مولای رئوفم !

 

اومدم تا بازم سر به زیر و متواضعانه ....

اومدم عاشقانه و دلیرانه ...

باز هم دستمو روی سرم بزارمو  بگم :

 

السلام علیک یا بقیة الله الاعظم

 

 

 

آقا جون ! دیگه نمی خوام  روتونو کنین و بیشتر از حقم بهم بدین ...

گر چه اونی هم که تا حالا دادین خیلی خیلی بیشتر از حقمه !!!!

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

و حرفای دیگه  اینکه راستش تمام سلاما و توسلا رو داده بودم برام تایپ کرده بودن ؛ لکن شاید یه جور سلب توفیق و شاید هم یه جور بی دل و دماغی جلوی آپ کردنمو می گرفت .....

 

ولی امروز من آن پرنده ای هستم که هوای با مولا بودن از بال هایم می ریزد ...

و بگذار اغراق کنندگان اغراق بپندارند که اغراق می کنم اما در نهایت کوچکی و ذره بودن لطف بزرگی را احساس می کنم که تاب  بزرگی و قدرت رو بهم میده ...

نیرویی که هیچ چیز جلودارش نیست ...

اگه عشقت نبود اینجا نبودم

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی )عج ( 

 

 

 

 

 

85/06/03ساعت 23:3 توسط اف پی |





سلامت می دهم ، درودت می رستم یابن فاطمه (2)

به نام هماره همراه دلم

 

سلامت می دهم  و احساسم  می کنی ! پس  دعایم فرما که غرق احساست شوم

 

 

  • سلام سوم:

 

سـلام اي نور آسمـاني در زمين!

 

شيعه مقام نور انيت را براي ائمه عليه السلام بالاترين جلوة عضمت ايشان مي داند. نو انيتي که برگرفته از نور خداست و از کنار

عرش الهي سرچشمه دارد و کسي را قدرت خاموش کردن آن نيست. آخرين نور الهي در زمين را چنين سلام مي کنيم:

<< السلام عليک يا نور الله الذي لا يطفي ... السلام علي شمس الظلام و الدر التمام...>>

سلام بر تو اي نور الهي که خاموش نمي شود، سلام بر تو اي سرچشمة حيات، سلام بر تو اي ناظر درخت طوبي و سدره المنتهي، سلام بر تو اي نور خدا که هدايت شدگان به او هدايت مي شوند.

سلام بر نوري که اهل کفرر مي خواستند آن را خاموش کنند ولي خداوند باکراهت آنان نور خود را به حد کمال رساند و به رغم انف

آنان به او زندگي طولاني عنايت کرد تا حق را به دست او ظاهر نمايد. سلام بر آفتاب تاريکيها و ماه تمام.

 

                                         

 

 

  • سلام چهارم:

 

سـلام بر صاحب نسـب بلنـد ...

 

امام عليه السلام  گذشته از مقام نورانيت و امامت خلق، شرافت کامل در نسب دارد که در صفحات گذشتة تاريخ مي درخشد و فخري غير قابل انکار است. ما افتخار مي کنيم که صاحب اختيار خود را با القابي تداعي کنندة نسب شريف او و پداران گراميش سلام کنيم و ارادت خود را به او برسانيم:

<<  السلام علي سلاله النبوه و بقيه السعتره... السلام علي ابن الائمه الطاهرين... >>

سلام بر سلالة نبوت و باقيماندة عترت و زبدگان خلق، سلام بر فرزند امامان پاک، جانشيني از جانشينان مرضي خدا و هدايت کننده و معصوم که فرزند امامان هدايت کنندة معصوم است. سلام بر خلف صالح و صاحب شرف.

سلام بر تو اي فرزند پيامبر، سلام بر تو اي پسر اميرالمؤمنين، سلام بر تو اي پسر فاطمة زهرا سيدة زنان جهان سلام بر تو اي فرزند امامان که حجتهاي معصوم الهي اند، سلام بر تو اي فرزند علامتهاي روشن، سلام بر تو اي فرزند انوار شکوفا، سلام بر تو اي فرزند عترت طاهره، سلام بر تو و بر اهل بيت طيبين و طاهرينت.

 

                                            

 

  • سلام پنجم:

 

سـلامي در انتظـارت ...

 

اينک نوبت آن است که سلامي نهفته در انتظار فرج بر زبان جاري کنيم و در حالي که سلامش مي کنيم عاجزانه گفته باشيم: در انتظار توايم، و جهاني در انتظار قدوم توست. از عمق درون نگاهي به قامت رسايش مي افکنيم که روزي قيام مي کند و در ساية او جهان گلستان مي شود و آنگاه مي گوييم:

<< السلام علي المهدي الذي وعد الله عزوجل به الامم ... السلام عليک يا معز المومنين >>

سلام بر تو اي عزت دهندة مؤمنين که ضعيف شمرده شده اند، سلام بر تو اي ذليل کنندة کافرين متکبر ظالم، سلام بر تو اي پاکيزة ترسان! سلام بر ظاهر کنندة ايمان و آموزنده احکام قرآن، سلام بر پاک کنندة زمين و منتشر کنندة عدالت در طول و عرض آن سلام بر امامي که انتظارش را  مي کشند و مورد رضايت همه است. سلام بر آنکه براي کرامت اولياي خدا و خواري دشمنانش ذخيره شده، سلام بر احيا کنندة مؤمنين و نابود کنندة کافرين سلام بر مهدي امتها و متحد کنندة گفته ها سلام بر عزت دهند اولياء و ذليل کنندة دشمنان سلام بر قائم منتظر و عدل مشتهر سلام بر شمشير برکشيده و ماه درخشنده و نور تابان سلام بر بهار مردم و خوشي ايام سلام بر صاحب عزوجل به امتها وعده داده به دست او همه را متحد کند و گرفتاريها را التيام بخشد، و به دست او زمين را از عدل و داد پر کند و شرايط را برايش آماده سازد و به دست او وعدة مؤمنين را به ظهور رساند.

 

                                           

 

                      سلامم را بپذیر و  نگاه پر التماسم را دریاب !

                               یا مولانا یا صاحب الزمان 

 

                                        

                                           

85/02/26ساعت 3:49 توسط اف پی |





سلامت می دهم درودت می فرستم یابن فاطمه (1)

به نام همو که آینه ی درونی ترین درون است

 

 

سـلامت مي دهـم

درودت مي فـرستم

يـا بـن فـاطمــه

 

 

سلام، رمز آشنايي و دير آشنايي و دور آشنايي است، تا آنجا که معناي آماده به خدمت بودن در حضور مولايمان عج را مي رساند. صلوات ، زيبا ترين هديه و بالاترين درود ما به والاترين محبوبمان است، که حاکي از محبتي سرشار نسبت به او در دلهايمان است. آنگه که عظمت و تقدس و جود نواراني بقيه الله و کلمه الله و نور الله تجلي  مي کند، خود را کوچکتر از خطاب مي بينيم و سلام و صلوات را به صورت غايب تقديمش مي نماييم و مي گوييم:

 

(( السلام عليه ...، سلام بر او، سلام بر حجت  خدا،  سلام  بر  امام  ما ... ))

 

 و آنگاه که جذبة ولايتش ما را در آغوش مي فشارد و عاجزانه خود را به پيشگاه او مي رسانيم، به خود جرأت مي دهيم او با مخاطب سازيم و حتي دست در دست او نهيم تا دستمان را به گرمي بفشارد و اعماق جان مي گوييم:

 

((السلام عليک ....، سلام بر او اي ولي دلسوز ما، سلام بر تو اي کشتي نجات، سلام بر تو اي امام منتظر...))

 

سـلامها و درودهـاي ما با توجه به شئون مختلف حجة الله الاعظم ارواحنا فداه و تجلي عظمت او در قلبمان شکوفا مي شود و در قالبهاي مختلف بر زبان ما جاري مي شود. ائمه عليهم السلام به ما آموخته اند که به امام زمان خود چگونه سلام کنيم که لايق شأن عظيم او باشد و چگونه درود فرستيم که همسنگ مقام والاي او گفته باشيم.

 

ســــــلام

 

 

سلام اول:             

در حضـورت سـلام مي دهـم

 

شاخص ترين مقام حضرت مهدي عليه السلام امامت کبري و حجيت عظماي الهي است که عالم امکان را بر گرد حقيقت او مي گرداند و قوام همه به طفيل وجود اوست. آنچه براي عرض سلام در اين نگاه بر زبان مي آوريم آن است که در پيشگاه او بايستيم و با کمال ادب خطاب کنيم:

 

 <<  السلام عليک يا حجه الله في ارضه ...، السلام علي وارث الانبيا و حاتم الاوصياء >>

 

سلام بر تو اي حجت خدا در زمين، سلام بر تو اي چشم خداوند بين خلقش، سلام بر تو اي صاحب اختيار من، سلام بر تو اي ولي دلسوز، سلام بر تو اي کشتي نجات، سلام بر تو اي صاحب عصر و زمان، بر تو اي حجت خدا که مخفي نيستي،

سلام بر تو اي دعوت کننده ی خدا و عهده دار آيات او ، سلام بر تو اي باب الهي و اي مسئول دين او، سلام بر تو اي خليفة

خدا و ياور حق او، سلام بر تو اي راهنما به ارادة الهي، سلام بر تو اي تلاوت کنندة قرآن و بيان کنندة آن،سلام بر تو اي يادگار خدا در زمين ، سلام بر تو اي حجت خداوند بر اهل آسمان و زمين، سلام بر تو اي پيمان الهي که ضمانت کرده، سلام بر تو اي پيمان الهي که از مردم گرفته و آن را محکم نموده, سلام بر تو اي وعدة الهي که ضمانت کرده، سلام بر تو اي علامت نصب شدة خدا و اي علم لدني و اي پناه و رحمت واسعه که وعدة راست است. سلام بر تو اي امام امين، سلام بر تو اي پيشرو و اميد ما، سلام بر تو اي امام بر همة مردم، سلام بر تو اي جانشين اوصياي گذشته، سلام بر تو اي باقيمانده از زبده هاي انتخاب شده، سلام بر تو اي فرزند علوم نبوي، سلام بر تو اي باب خداوند که فقط از آن بايد وارد شد. سلام بر تو اي راه الهي که هر کس غير آن را بپيمايد هلاک مي شود، سلام بر تو اي حافظ اسرار پرودگار جهان.

 

                              

                                    

 

سلام دوم: 

سـلام بر او از اين دوردسـت

 

اگر اوج عظمت او ما را خجالت زده از خطاب نمايد، سر به زير افکنده جمال او را از دور دستها به تماشا مي نشينيم و چنين عرضه مي داريم:

 

<< اسلام علي الحجه القائم المهدي ... السلام علي ولي الله و ابن وليه.... >>

 

سلام بر جانشين پس از امام عسکري عليه السلام، سلام بر ولي خدا و فرزند ولي خدا، سلام بر حق تازه و عالمي که عملش از بين نمي رود، سلام بر حجت معبود و سخن پسنديده، سلام بر وارث انبياء و خاتم اوصيا، سلام بر دين وارد شده در آثار و کتاب نوشته شده، سلام بر بقيه الله در شهرها و حجت او بر بندگانش، که ميراث انبياء به او منتهي شده و آثار برگزيدگان نزد اوست، و امانتدار اسرار و صاحب اختيار امر امت است، سلام بر حجت و ولي خداوند در زمين ودر شهرها، و خليفه الهي بر مردم و بندگانش، سلام بر حجت قائم حضرت مهدي...

 

 

                                            

 

 

تاسلام های بعدی در محضرمولای عشق عج

مولایم :

ســــــلام

اللهم عجل لولیک الفرج

                                                     

 

 

 

 

 

                         

84/12/22ساعت 18:59 توسط اف پی |





ترنم عشق

جهت کسب اطلاع بیشتر روی عکس کلیک بفرمائیدترنم عشق

برنامه ترنم عشق از یازدهم محرم (جمعه 21/11/84 ) آغاز و مدت آن چهل روز ( تا اربعین حسینی ) است . برنامه بدین شکل است  دوستاني كه تمايل دارند در اين امر معنوي شركت بفرمایند بوسيله ايميل آمادگي خود را تا دهم محرم (پنجشنبه ) به آدرس info@hajhamid.com و با Subject: ziarat_e_ashora اعلام تا در ليست قرار بگيرند . سپس به لطف خدا از یازدهم محرم همه عزيزاني كه ثبت نام كردند به نيت سلامتي امام زمان (عج) ،زيارت سيد الشهدا و برآورده شدن حاجات به مدت چهل روز قرائت زيارت عاشورا را آغاز خواهند نمود . ذكر اين نكته ضروريست ساعت خاصي جهت قرائت وجود ندارد و صرفاٌ خواندن زيارت عاشورا بصورت مستمر و بدون وقفه در هر روز مي باشد .بايد يادآورشوم علت ثبت نام تنها به خاطر به دست آوردن آمار تعداد شركت كننده در اين امر معنوي مي باشد. 

التماس دعا

84/11/13ساعت 2:49 توسط اف پی |





با ادب صدایت می کنم یا حجه الله علی خلقه (2)

 

به نام آفریننده ی عشق پاک پروانه ها

 

سلام بزرگواران ..... از اینکه بروز رسانی این قدر با تاخیر انجام شد پوزش می طلبم ...

 

 

 

 

نگاه پنجم :

            کجایی ای پسر پیامبر !

 

آن قدر محبوب ما دل برده که وقتی به قربان او می رویم و چشم باز می کنیم و جای او را خالی می بینیم ، عاجزانه در پی او هستیم و لحن سخن بی اختیار صورت کسی را به خود می گیرد که این سو و آن سو سراغ از محبوبش می گیرد و او را می جوید و التماس می کند تا او را بیابد یا او بیاید .

 

 

این بقیة الله التی لا تخلو من العترة الهادیة ... این معز الاولیاء و مذل الاعدا ء ...

 

 

کجاست یادگار خداوند که عترت هدایت کننده از او خالی نخواهد بود ؟ کجاست آن که برای ریشه کن کردن ظالمان آماده شده است ؟ کجاست ان که برای راست کردن کجی و نادرستی انتظار او را می کشند ؟ کجاست آن که برای ریش کن کردن بیداد و ستم امید به او دارند ؟  کجاست انکه برای تازه کردن فرائض و سنت ها ذخیره شده ؟ کجاست آن که برای باز گرداندن دین و شریعت انتخاب شده ؟ کجاست انکه برای احیای قرآن و حدودش آرزوی او را دارند ؟ کجاست زنده کننده ی آثار دین و اهل آن ؟ کجاست شکننده ی شوکت متجاوزین ؟  کجاست منهدم کننده ی بناهی شرک و نفاق ؟ کجاست نابود کننده ی اهل فسق و فساد و طغیان ؟ کجاست درو کننده ی شاخه های گمراهی و اختلاف ؟ کجاست محو کننده ی آثار کج دلی و هواپرستی ؟ کجاست قطع کننده ی رشته های دروغ و افتراء ؟ کجاست نابود کننده ی سر کشان و متمردان ؟ کجاست ریشه کن کننده ی اهل عناد و گمراهی و بد بینی ؟ کجاست عزت دهنده ی دوستان و خوار کننه ی دشمنان ؟ کجاست متحد کننده ی همه ی گرایش ها بر تقوی ؟ کجاست  باب خدایی که باید همه به سوی آن بیایند ؟ کجاست وجه خدا که اولیا رو به سوی او کنند ؟ کجاست وسیله ی متصل بین زمین و آسمان ؟ کجاست صاحب روز پیروزی و برفرازنده ی پرچم هدایت ؟ کجاست پوشاننده ی لباس صلاح و رضایت ؟ کجاست طلب کننده ی خون پیامبران و فرزندان انبیاء؟ کجاست خون خواهی کننده ی شهید کربلا ؟ کجاست پیروزمند نسبت به هر که بر او تعدی کند و افتراء بندد  ؟  کجاست مظطری که وقتی دعا می کند اجابت می شود ؟ کجاست صدر مخلوقات که صاحب نیکی و تقوی است ؟ کجاست پسر پیامبر مصطفی و علی مرتضی ؟ کجاست پسر خدیجه ی غرا و فاطمه ی کبری ؟ ....

 

 

 

 

نگاه ششم :

            سخت است تو را نبینم !

  

اکنون که دستمان از تنها امید کوتاه است و از هر سو گرفتار آمده ایم ؛ به التماس می افتیم و درد دل بر زبان جاری می کنیم و به خود اجازه می دهیم که به او بگوییم دوستت داریم اگر چه تو را نمی بینیم ، و در حضور تو نیستیم . اینگونه بودن بر ما مشکل است ، اگر چه چاره ای از آن نیست  :

 

 

عزیز غلی ان اری الخلق ولا تری .... عزیز علی ان اجاب دونک و اناعی ...

 

 

 بر من سخت است که همه ی مردم را ببینم و تو دیده نشوی ؛ و حتی کوچکترین نفسی و صدایی از تو نشنوم !  بر من سخت است که بلایا بدون من تو را احاطه کند و ناله و شکایتی از تو به من نرسد ! بر من سخت است که جز تو همه کس پاسخ مرا بلند یا آهسته بدهد ! بر من سخت است که بر تو گریه کنم در حالیکه مردم تو را خوار می کنند ! بر من سخت است بر تو بگذرد آنچه بر مردم نمی گذرد ! ....

 

 

 

 

 

نگاه هفتم :

           برایت اشک می ریزم !

 

 

گویا هر نوع خطابی که می دانستیم بر زبان آورده ایم و طاقت از کف داده دست به دامان گریه شده ایم  . زبان اشک چیز دیگری و سخن چشم به گونه ای دیگر است که می گوید :

 

 

هل من معین فاطیل معه العویل  و البکاء ؟! ... لیت شعری این استقرت بک النوی ؟! ...

 

 

ای کاش که می دانستم که روزگار تو را در کجا جای داده ؟ و یا کدامین سرزمین و یا کدام خاک تو را بر خود حمل می کند ؟ 

آیا گریه کننده ای هست تا به کمک او ناله و و گریه را طولانی کنم ؟ آیا بیتابی کننده ای هست که در تنهایی زاری او را یاری دهم ؟ آیا چشمی را خار افتاده تا دیده ی من هم در اشک و اندوه او را یاری کند ؟

ای پسر احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا ملاقات شوی ؟ آیا روزگار ما با وعده ای به تو متصل خواهد شد تا بهره مند شویم؟ کی بر چشمه های سیراب کننده ات وارد می شویم تا سیراب شویم ؟ کی از آب گوارای فیض تو سود می بریم  که تشنگی به درازا کشیده شده است ؟ کی می شود که صبح و شام شرفیاب حضورت گردیم تا چشمانمان روشن شود ؟ کی تو مارا می بینی و ما تو را می بینیم در حالیکه پرچم پیروزی را باز کرده ای ؟ آیا شود که ما را ببینی در حالیکه گرد شمع وجود تو حلقه زده باشیم و تو امامت مردم را به دست گرفته و زمین را پر از عدل نموده باشی  و به دشمنانت خواری و عذاب را چشانده و سرکشان و منکرین حق را ریشه کن نموده و دنباله ی متکبران را قطع و ریشه های ظالمین را از بن بر آورده باشی و ما در آن حال بگوییم :

           

                                                     الحمدلله رب العالمین !!!

 

 

 

 

نگاه هشتم :

               گنهکار آمده ام !

 

 

آخرین نگاه ما به روی مولای مهربانمان ، آکنده از شرم و حیای برخاسته از قصور و تقصیر در انجام وظیفه در پیشگاه اوست . از گناهان ، از نباید هایی که به وقوع پیوسته و از بایدهایی که برجای مانده  ، زبان معذرت چنین می گشاییم که :

 

 

مولای ، وقفت فی زیارتک موقف الخطائین النادمین ...

 

 

در زیارت تو خطاکار و پشیمان آمده ام و از عقاب پروردگار عالم می ترسم . تکیه گاهم شفاعت توست و امیدم از محبت و شفاعت تو محو گناهانم  و پوشش عیوبم و بخشش لغزش هایم است .

مولای من ، برای دوست خود بر آورنده ی آرزویش باش ، و از خدا  بخشش لغزش هایش را بخواه ، که به ریسمان تو خود را متعلق نموده  و به ولایت تو متمسک شده و از دشمن تو بیزاری می جوید .

 

یا مولای  ، یا صاحب الزمان ... الغوث ، الغوث ، الغوث ... ادرکنی ، ادرکنی ، ادرکنی  ... الامان ، الامان ، الامان ... العجل ، العجل ، العجل ... الساعة ، الساعة ، الساعة ... ! 

 

مولای من پناهم ده ! مرا دریاب  ! امانم ده ! هر چه زودتر ! همین ساعت ! ....

 

 

 

 

یا مولانا یا صاحب الزمان

 

 

 

84/10/24ساعت 1:41 توسط اف پی |





با ادب صدایت می کنم یا حجه الله علی خلقه

 

 

 به نام حسن حسن آفرین

 

 

با ادب صدایت می کنم

 

 

یا حجة الله علی خلقه

 

(۱) 

 

حضرت حجة الله الاعظم ارواحنافداه ، در نگاه اعتقادی ما ، حاضر و غایب ندارد . ما باید خود را به منزله کسی که جمال مبارک او را مشاهده می کند بدانیم و آن گونه صدایش کنیم و با او سخن بگوییم .

 

 

نگاه اول :

            سید و مولای من !

 

 

در پیشگاه او گاهی سایه ی عظمتش را بالای سرمان احساس می کنیم و با تقدیم بالا ترین کلماتی سرشار ادب را نثارش می کنیم :

 

یا مولای ، یا صاحب الزمان ...

یا وصی الحسن ، و الخلف الحجة ...

ایها القائم المنتظر المهدی ، یابن رسول الله ...

یا حجة الله علی خلقه ، یا سیدنا و مولانا ...

 

 

 

 

نگاه دوم :

           ای آبروی من !

 

 

آن گاه که در دریای متلاطم فتنه ها و خطرات ، به عنوان یگانه ملجأ و پناهمان دست به دامان او شده ایم و به درگاه او التماس می کنیم  ، به ما آموخته اند که بگوییم :

 

 

یا اباصالح المهدی ... ادرکنی

یا وجیها عندالله  ، اشفع لنا عندلله ....

 

 

 

 

نگاه سوم :

           ای فرزند سادات مقرب خداوند  !

 

 

جلوه ای از عظمت حضرت مهدی علیه السلام ، پدران بزرگوار و صاحب شرافت اویند . ما افتخار می کنیم که گاهی مولای خود را با انتساب به اجدادش عله السلام ، خطاب کنیم و اعلام کنیم : ای مولایی که تو را از دل و جان صدا می زنیم ، به درستی آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری . پدران تو که گل های عالم وجودند ، همه حجت های پروردگارند .  این فخر ابدی ماست که تو را با چنین کلمات بلندی خطاب کنیم :

 

 

یابن السادة المقربین ، یابن النجباء الاکرمین ، یابن الهداة المهدیین ...

 

 

ای فرزند سادات مقرب خداوند ، ای فرزند نجیبان صاحب کرامت ، ای فرزند هدایتگران هدایت یافته ، ای فرزند انتخاب شدگان تهذیب شده ، ای فرزند آقایان نجیب تر ، ای قرزند پاکتران مطهر ، ای فرزند سیدان منتجب ، ای فرزند سروران گرامی ، ای فرزند ماه های تابان ، ای فرزند چراغ های فروزان ، ای فرزند ستارگان ثاقب ، ای فرزند اختران درخشان ، ای فرزند راه های روشن ، ای فرزند علم های آشکار ، ای فرزند علوم کامل ، ای فرزند سنت های مشهور ، ای فرزند معارف باقیمانده ، ای فرزند معجزات موجود ، ای فرزند دلایل مشهور ، ای فرزند صراط مستقیم ، ای فرزند نبا عظیم ، ای فرزند کسی که در قرآن علی حکیم است ، ای فرزند آیات بینات ، ای فرزند دلیل های ظاهر ، ای فرزند برهان های واضح خیره کننده ، ای فرزند حجج بالغه ، ای فرزند نعمت های شایان ، ای فرزند طه و آیات محکم  ، ای فرزند  یس و ذاریات ، ای فرزند طور و عادیات ، ای فرزند کسی که در شب معراج به بارگاه قرب الهی نزدیک شد تا در نزدیکی و قرب به خدای علی اعلی به اندازه ی دوسر کمان یا نزدیکتر رسید ...

 

 

 

نگاه چهارم :

            جانم به قربانت !

تنها پناه ما اوست و در تاریکی غیبت چشم امید ما جای دیگری را نمی بیند . وقتی با این احساس در پیشگاه او می ایستیم ، بی اختیار خود را به پای او می اندازیم و جان و دار و ندا رمان را تقدیم او می کنیم و قربانش می رویم و چنان ملتمسانه دامان او را می گیریم و زار می زنیم که اگر بپذیرد همانجا فدایش می شویم . حکایت این شیفتگی این چنین است :

 

بابی انت و امی ، و نفسی لک الوقاءو الحمی ... بنفسی انت من مغیب لم یخل منا

 

پدر و مادرم به قربان تو ، و جانم سپر بلای تو  ...

جانم قربان تو غایبی که بیرون از ما نیستی ! جانم به قربان تو دور از وطنی که کنار از ما نیستی ! جانم به قربان تو ای آن که آرزوی مردان و زنان مومن هستی که با اشتیاق آرزوی تو را می نمایند و یادت می کنند و ناله می زنند ! جانم به قربان تو بنیاد مجدی که همگون نداری ! جانم به قربان تو نعمت دیرینه ای که مشابهی نداری ! جانم به قربان تو قرین شرافتی که برابری نداری ! ....

   

 

 

 

و ان شاءالله در بروزرسانی  بعدی تا نگاه هشتم با شما خواهم بود ....

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

 

 

 

 

84/09/29ساعت 0:3 توسط اف پی |





اول تو دعا کن یا ایها العزیز

 

به نام بخشنده ترین مهربان

 

اول تو دعا کن

 

یا ایها العزیز

 

 

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض

 

کیست آن که اجابت می کند دعای مضطر را آنگاه که دست به درگاه او بلند کند ، و با این استجابت          گرفتاری را بر طرف می کند و شما را جانشینان زمین قرار می دهد ؟

بیایید قبل از همه گوش جان فرا دهیم به دعای مضطر حقیقی که در شپاسخ به ندای الهی در آیه ی

 « امن یجیب » ، قبل از ما دست نیاز بالا گرفته و برای فرج خویش دعا می کند . 1

ما که امام دلسوز و مهربان خود را از اعماق دوست داریم ، به صدای او گوش جان می سپریم ؛ و دعای او را که از عمق اضطرار بر می خیزد آمین می گوییم .

--------

1 – در باره ی دعاهای خود امام زمان عجل الله فرجه الشریف برای فرج خویش ، بحار الانوار ج 19 ص 365 و ج 82ص 233-235

--------

 

 

اضطرار اول :

                  امر ظهورم را امضا کن !

 

 

امیرالمونین (ع) فرزندشان مهدی (عج) را یاد کردند و از سوز دل او چنین خبر دادند : گویا قائم (عج) را می بینم که سوار بر اسب پیشانی سفید و سفید دست و پای از وادی السلام به سوی سهله می رود و این دعا بر لب دارد :

 

اللهم ... لولا نصرک ایای لکنت من المغلوبین  ... اسالک ان تنجز لی امری و تعجل لی فرج ...

 

... ای خدائی که هر مومن تنهایی را عزت می دهی و هر جبار عنیدی را ذلیل می نمایی . تو پناه منی  

آنگاه راه های مختلف مرا درمانده کند و زمین با این وسعتش بر من تنگ آید .

خدایا مرا خلق نمودی در حال که از خلقت من مستغنی بودی و اگر یاری تو نبود مغلوب واقع می شدم .

ای خدایی که رحمت را از مواضع آن منتشر می فرمایی و برکات را از معادن آن خارج می سازی ، و ای خدایی که خود را به بلندی رفعت اختصاص داده و اولیائش با عزت او احساس عزت می کنند ؛ ای خدائی که پادشاهان علامت ذلت در پیشگاه او را به گردن گرفته اند و از سطوت و قدرت او بیم دارند .

خدایا تو را می خوانم به اسمی که خلقت را به آن خلق نموده ای و همه بدان اقرار دارند ؛ و از تو می خواهم بر محمد و ال محمد درود فرستی ، و امر ظهور مرا امضا کنی و فرج مرا زود برسانی و مرا کفایت کنی و عافیت عنایت فرمائی و حوائج مرا بر آورده نمائی  . همین ساعت ! همین ساعت ! همین امشب ! همین امشب ! خدایا تو بر هر کاری قادر هستی .

 

 

 

اضطرار دوم :

                 وعده ام را به انجام برسان و اصحابم را جمع کن !

 

آن عزیزی که چشمانشان را در حسرت دیدار گذاشته و دلمان را به انتظار نشانده ، در قنوت نمازش – که مقطع حساس دعا در نماز است – برای ظهور خود دعا می کند :

 

اللهم مالک الملک ... یا من لاتخلف المیعاد ... انجز لی ما وعدتنی و اجمع لی صحابی ...

 

ای خدای مالک پادشاهی ، به هر کس بخواهی پادشاهی می دهی و از هرکس بخواهی باز می گیری . هرکس را بخواهی عزیز می گردانی و هر کس را بخواهی ذلیل می کنی ،  ... ای خدایی که روز و شب دراو تغییری ایجاد نمی کند .

تو را می خوانم به دعایی که نوح علیه السلام تو را به آن خواند  و او و همراهانش را نجات دادی و قوم او را هلاک هلاک فرمودی .

 تو را می خوانم به آنچه خلیلت ابراهیم علیه السلام تو را به آن دعا کرد و او را نجات دادی و آتش را برای او  سرد و سلامت قرار دادی .

تو را می خوانم به دعایی که کلیم تو موسی علیه السلام تو را بدان خواند و تو آب دریا را برای او متفرق ساختی و او و بنی اسرائیل را نجات دادی و فرعون و قومش را در دریا غرق نمودی .

تو را می خوانم به آنچه روح تو حضرت عیسی علیه السلام تو را بدان خواند و او را از دست دشمنانش نجات دادی و نزد خود بالایش بردی  .

نو را می خوانم به دعایی که حبیب و برگزیده ات محمد صلی الله علیه و اله تو را بدان خواند و دعایش را مستجاب فرموی و او را از گروه های مختلف نجات دادی و بر دشمنانت پیروز ساختی .

از نو می خواهم به آن اسمی که وقتی به آن خوانده می شوی اجابت می کنی .

ای خدایی که وعده ات را خلاف نمی کنی ! آنچه به من وعده داده ای به مر حله ی عمل برسان و اصحاب مرا برایم جمع فرما و به آنان صبر عطا کن ، و مرا بر دشنانت و دشمنان رسولت پیروز فرما و دعای مرا نا امید مگردان ، که من بنده ی تو و فرزند غلام و کنیز توام و در پیشگاه تو اسیرم .

ای سید من ، تویی که این مقام را بر من منت گذاشته ای ، و چنین درجه ای را به من عطا فرموده ای ، در حالیکه بسیاری از خلقت را از آن محروم ساخته ای .

از تو می خواهم بر محمد  و ال محمد درود فرستی و آنچه به من وعده کرده ای به انجام برسانی . تو راستگویی و خلاف وعده نمی کنی و بر هر کاری قادر هستی .

 

 

اضطرار سوم  :

                 شدت امر به درجه ی نهایی رسیده ، اجازه ام ده !

 

 

در قنوت دیگری که از اعماق آن قلب عالم امکان بر می خیزد و ب  لب آن دلسوز امت می نشیند ، از خدا اجازه می خواهد تا نقطه ی آغاز این قیام جهانی را اذن فرماید  :

 

 

اللهم ان الغایه عندنا قد تناهت و انا لغضبک غاصبون ... فاذن بذالک ...

 

 

خدایا بر محمد و ال محمد درود فرست و بر اولیلیت با انجام وعده ات کرامت فرما ، و به درک آرزویی که برای یاری تو دارند برسان ، و کفایت کن شرآنان که در برابر دستورات تو متمرد شده اند و از سهل گیری تو برای کند کردن تیزی سلاح تو استفاده می کنند ، و با وسایل تو قصد حیله بر تو دارند ، و تو حلمت را بر آنان گسترده ای تا ناگهان گرفتارشان سزی ، و غفلتا آنان را ریشه کن نمایی ...

خدایا ، شدت کار نزد ما به نهایت درجه رسیده است ، و ما به خاطر غضب تو غضب می نماییم ، و برای یاری حق پافشاری می کنیم  ، و مشتاق رسیدن دستور توایم ، و برای به انجام رسیدن وعده ی تو منتظریم و جاری شدن تهدید های تو بر دشمنانت را انتظار می کشیم .

خدایا ؛ اجازه ی این امر را عنایت کن و راه های آن را باز کن ، و به مرحله ی ظهور رسیدن آن را آسان فرما و طرق آن را مهیا کن و روش های آن را نشان بده و لشکریان و یاران او را تایید فرما و هر چه زود تر بر حمله ی شدیدت بر قوم ظالمین مبادرت فرما و شمشیر عذابت را بر دشمنان معاندت بر آور و خون خواهی کن .

 

 

 

 

یا ایها العزیز ! این بار با قلبی که اعتقادش را به زبان می آورد به استقبال تو آمده ایم ؛ و با چشمانی شرمنده - که سعی در رعایت آداب محضر تو دارد -  به حضورت شرفیاب شده ایم .

بهانه ای دیگر است که با ندای « اباصالح » صدایت زنیم و با ذکر « داعی الله » سلامت کنیم و با کلمه ی « ولی الله » درودت فرستیم و با گلواژه ی « العجل » انتظارت کشیم و با فریاد « ادرکنی » از تو کمک بخواهیم و با التماس « یا مهدی » از تو جوابی بطلبیم .

تو از حال ما خبر داری که مسنا و اهلناالضر ، و انتظار دلمان را می دانی که تصدق علینا .

به مادرت فاطمه سلام الله علیها که هنوز برایش اشک می ریزی ، سلام ما را بی جواب مگذار و ندای ما را بی پاسخ مگذار ...

 

 

 

 

 

 

84/09/10ساعت 0:31 توسط اف پی |





صدایت می زنم سلامت می دهم دعایت می کنم

 

 

به ما آموخته اند ...

 

به ما آموخته اند که او را چگونه صدا بزنیم و با کدام ادب با او سخن بگوییم تا لایق عظمت او باشد .

و آموخته اند که چگونه سلامش دهیم و درودش فرستیم و ادای احترام کنیم که نگاهمان کند ؛ و چگونه دعایش کنیم تا ظهور کند و گرد او آییم و دعایمان کند .

آن گاه جهان پر از عدالت نماید و پرچم ولایت برافرازد و انتقام سقیفه گیرد .

 

...  خطاب در برابر مقام عظمای عصمت ، و سلام درود بر صاحب ولایت ، و دعا برای عزیز خلقت ، باید به بلندای عظمت او باشد که عقل و دل و زبان از آن عاجز است .

امامان معصوم  علیهم السلام به ما آموخته اند که چگونه به درگاهش عرض ادب کنیم و در دعا برای او چه بگوییم و با چه لسانی او را به کمک بخوانیم .

 

... این آموزش در قالب زیارات و دعاهای مخصوص حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف در روزها و مکانهای خاص آمده است . جلوه ی دیگر ان در ادعیه و زیاراتی مانند دعای توسل و زیارت عاشوراست که تعابیر بسیار زیبایی درباره ی آن حضرت در بر دارد .

 

صمیمانه ولی با ادب

 

 

... نگاهی به دعاهای مربوط به بقیه الله الاعظم عجل الله فرجه الشریف و تقسیم موضوعی آن  ، پنجره ایست  به محتوای اعتقادی واژه ها و عبارات آن ، و ادبی که عبارت پردازی آن به کار گرفته شده است .

از این آینه خواهیم آموخت که هر صبح و شام چگونه باید در ساحت مقدس او آماده به خدمت باشیم و بر بندگی خود و صاحب اختیاری او تجدید بیعت کنیم .

 

... مجموعه ای که می خوانیم در نظر دارد فقط آن گونه که به ما آموخته اند با او سخن بگوییم تا مبادا در شرط ادب کوتاهی شود . قبل از هر قطعه ، روح خود را آماده می کنیم تا قلبی تشنه را به میعاد گاه دوست ببریم آنگاه عبارات بلندی که از مقام عصمت آموخته ایم با مولا و صاحب اختیارمان در میان می گزاریم ، و با پدری مهربان و پناهگاهی امن ، صمیمانه ولی با ادب راز دل می گشاییم .

با اشاره به متن عربی دعاها ، به ترجمه ی فارسی آن اکتفا می کنیم تا در اتصال دل به آن محبوب قلوب ، حضور قلب بیشتری در میان باشد .

 

 

بر گرفته از دعاها

 

اصل دعاها در منابع  معتبر حدیثی مانند کمال الدین صدوق ، غیبت شیخ طوسی ، احتجاج طبرسی ، صحیفه ی مهدیه ، بحارالانوار ، و کتب مرجع در ادعیه مانند مصباح المتهجد ، مزار ابن مشهدی ، اقبال الاعمال ، مصباح کفعمی ، جمال الاسبوع ، بلد الامین ، مهج الدعوات و مصباح الزائر آمده است .

آنچه در این کتاب ها آمده در ابواب مختلف کتاب مفاتیح الجنان نیز به مناسبتها آورده شده ، و برای مطالعه ی متون عربی ادعیه و زیاراتی که در وبلاگ حاضر اشاره شده مراجعه به مفاتیح در ابواب زیر کافی است :

 

تعقیبات مشترکه ی نمازهای یومیه ، اعمال شب و روز جمعه ، نماز حضرت صاحب الزمان علیه السلام ، زیارت روز جمعه ، دعای عدیله ، دعای توسل ، دعای فرج ، دعای استغاثه به حضرت مهدی عج ، اعمال شب نیمه ی شعبان ، دعای افتتاح ، اعمال شب سوم قدر ، اعمال روز دحوالارض ، اعمال روز عاشورا، زیارت عاشورای معروف و غیر معروف ، زیارت امام رضا علیه السلام ، زیارت امام حسن عسگری علیه السلام زیارت امام علی النقی علیه السلام ، زیارت ال یاسین ، زیارت حضرت صاحب الامر علیه السلام ،  زیارت سرداب غیبت ، صلوات بر امام مهدی علیه السلام ، دعای عصر غیبت ، دعای ندبه ، سلام بر حضرت مهدی عج الله فرجه الشریف ، دعای عهد ، دعا برای حفظ امام عصر علیه السلام ، زیارت جامعه ی سوم ، صلوات بر حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف ، دعا در غیبت امام زمان علیه السلام .

 

 

 

 

آمیخته ی اعتقاد و محبت و ادب .

 

... در وبلاگ حاضر ، یک دعا یا زیارت کامل در هیچ موردی دیده نمی شود ، بلکه با موضوع بندی آنچه درباره ی سلام و درود و دعا برای امام زمان عجل الله فرجه الشریف وارد شده است ، قطعه هایی بر گرفته از متن چند دعا به دست آمده است .

آموزش اعتقاد و ادب بر مبنای محبت در دعای آن حضرت انگیزه ی اصلی در تدوین این مجموعه است .

در توسل به امام عصر عج الله فرجه الشریف هفت عنوان اصلی با عناوین فرعی در نظر گرفته شده است  :

 

           1 – اول تو دعا کن ، یا ایها العزیز

 

                 اضطرار اول : امر ظهورم را امضا کن !

                 اضطرار دوم : وعده ام را به انجام برسان و اصحابم را جمع کن !

                 اضطرار سوم : شدت امر به درجه ی نهایی رسیده ، اجازه ام ده !

 

2-            با ادب صدایت می کنم ، یا حجه الله علی خلقه

 

نگاه اول : سید و مولای من !

نگاه دوم : ای آبروی من !

نگاه سوم : ای فرزند سادات مقرب خدا ...

نگاه چهارم : جانم به قربانت !

نگاه پنجم : کجایی ای پسر پیامبر!

نگاه ششم : سخت است تو را نبینم !

نگاه هفتم : برایت اشک می ریزم !

نگاه هشتم : گنهکار آمده ام !

 

 

3-            سلامت می دهم ، درودت می فرستم ، یابن فاطمه

 

سلام اول : در حضورت سلام می دهم !

سلام دوم : سلام بر او از این دور دست !

سلام سوم : سلام ای نور آسمانی در زمین !

سلام چهارم : سلام بر صاحب نسب بلند !

سلام پنجم :  سلامی در انتظارت !

سلام ششم : همه ی سلام ها بر تو !

سلام هفتم : همیشه سلام بر تو !

سلام هشتم : بنده ی تو هستم ، سلام !

 

درود اول : درود بر صاحب اختیار من !

درود دوم : درود بر عدالت مجسم !

درود سوم : درود بی کران نثارت !

درود چهارم : درود بر تو و خدمت گزارانت !

 

4 – دعایت می کنم که سلامت باشی ، یا مهدی

 

درخواست اول : عمرت طولانی باد !

در خواست دوم : خدا مدافع تو !

درخواست سوم : به یاری خدا موید باشی !

درخواست چهارم : دست خدا حافظ تو !

درخواست پنجم : در پناه خدا از شر حسودانت !

درخواست ششم : ذلت دشمنانت را می خواهم !

درخواست هفتم : نفرین بر مخالفانت !

درخواست هشتم : چشم پدرانت به تو روشن باد !

 

5 – از خدا می خواهم تو بیایی یا صاحب الزمان 

 

گشایش اول : در غیبت تو چه کنیم ؟!

گشایش دوم : خدا تو را برساند !

گشایش سوم :  ای فرج حقیقی ال محمد علیه اسلام !

گشایش چهارم : روزی که با تو باشم !

گشایش پنجم : در آرزوی انتقام مادرت زهرا س و جدت حسین ع !

گشایش ششم : روزی که دوستانت مسرورند !

گشایش هفتم : گلستان عدل به یمن قدم تو !

 

 

6 – مرا شفاعت کن یا وجیا عندلله

 

توسل اول : در ذیل عنایت تو !

توسل دوم : به برکت وجود تو !

توسل سوم : به حق مولود امشب !

توسل چهارم : همه چیز را از تو می خواهم !

توسل پنجم : ولایت تو ... محبت تو !

توسل ششم : صبر می کنم در انتظار تو !

توسل هفتم : حضور در ظهور تو !

توسل هشتم : زنده شوم برای تو !

توسل نهم : مشتاق روی ماه توام !

توسل دهم : دوست دارم یار تو باشم !

توسل یازدهم : گوش به فرمان توام !

توسل دوازدهم : خدایا مرا ثابت قدم بدار !

توسل سیزدهم : در راه تو شهید شوم !

توسل چهاردهم : انتقام حسین علیه السلام را همراه تو بگیرم !

توسل پانزدهم : روز قیامت با تو باشم !

توسل شانزدهم : دشمن تو را خوار ببینم !

توسل هفدهم : دوستان تو را عزیز می بینم !

توسل هجدهم : غیر غم تو غصه ام مباد !

توسل نوزدهم : روزی حلال با برکت نصیبم کن !

 

7-  با تو پیمان می بندم ، یا بقیه الله

 

پیمان اول : هر روز آماده به خدمتم !

پیمان دوم : تو را بر عهد خویش شاهد می گیرم !

پیمان سوم : بیعت با تو شرف من است !

پیمان چهارم : به بیعت تو اعتقاد دارم !

پیمان پنجم : بیعت می کنم که صاحب اختیارم باشی !1

پیمان ششم : با دلی آرام بیعت می کنم !

پیمان هفتم : هر چه داریم از توست !

پیمان هشتم : ضامن بیعت تو خداست !

پیمان نهم : در این بیعت بر باورهایم شاهد باش !

پیمان دهم : با صلابت دست می دهم !

 

 

منتظرم ... امیدوارم ...

 

 

84/08/29ساعت 23:58 توسط اف پی |





قریب در غربت

به نام او که نامش مهر آفرین است

آغاز کلام !

این شکایت را به کا ببریم که حتی برخی مقدسین تاب شنیدن راجع به غربت بقیه الله (عج) را ندارند؟!!!!!

خدایا عجب حجاب ضخیمی ؟!!!!!

چه غربت عجیبی ؟!!!!

 

                                                                                                                  یا مهدی عج

 

84/07/28ساعت 0:34 توسط اف پی |







.::<- از بخشش اندک شرم نکن که محروم کردن کمتر از آن است ->::.